X
تبلیغات
وبلاگ دانشجویان مدیریت امور فرهنگی - نقش صنایع فرهنگی و هنری در اقتصاد کشور
  صنایع فرهنگی گونه‌ای از صنعت است که به خلق ایده، تولید و توزیع محصولات و خدماتی می‏پردازد که ماهیت فرهنگی دارند و مخاطب آن‏ها جنبه‏ها و ابعاد فرهنگی فرد و جامعه است. از آن‌جایی که تولید محصولات و خدمات فرهنگی بر خلاقیت، مهارت، دانش و استعداد تولیدکنندگان آن استوار است، صنایع فرهنگی را صنایع خلاق نیز می‌نامند

صنایع فرهنگی از شاخه های مختلفی تشکیل شده است، که هر شاخه به انواع گوناگونی از صنایع فرهنگی تقسیم می شود.

- صنایع فرهنگی هنری: شامل سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی، موسیقی، نمایشگاه های هنری، مد و طراحی لباس، طراحی دکوراسیون، صنایع دستی و پویا نمایی

- صنایع فرهنگی چندرسانه ای: شامل ماهواره، رادیو، تلویزیون، وب سایت های اینترنتی و تبلیغات

- صنایع فرهنگی مکتوب: شامل کتاب ها، نشریات و رزونامه ها

- صنایع فرهنگی سرگرمی: شامل موزه داری، جشنواره ها، تفریحات، گردشگری، اسباب بازی و بازی های رایانه ای

ویژگی های صنایع فرهنگی در دو بعد فرهنگی و صنعتی قابل بررسی است. در بعد فرهنگی می توان به  این ویژگی ها اشاره نمود.

صنایع مختلف، محصولاتی تولید می‌کنند که تنها ارزش فیزیکی دارند و ماده‌ی اولیه بیشتر آن ها را طبیعت فراهم می‌کند. این محصولات غالباً معنا و مفهوم خاصی را منتقل نمی‌کنند. اما ماده اولیه تولیدات در صنایع فرهنگی، از احساسات و تراوش‌های ذهنی افراد خلاق و اصحاب فرهنگ گرفته می‏شود؛ و آنچه ارزش تولیدات و خدمات فرهنگی را رقم می‌زند، محتوای آن ها است که یک پیام فرهنگی را به مخاطبان خود انتقال می‌دهد.

صنایع فرهنگی در زمره‌ صنایع نرم قرار می‌گیرد؛ اما معمولاً از طریق یک رسانه یا ابزار انتقال می‌یابد که ممکن است سخت‌افزاری باشد. به عنوان مثال فیلم سینمایی یک محصول صنایع فرهنگی است که ماهیت نرم دارد اما از طریق ابزارهای دیجیتال جابه‌جا‌شده و به فروش می‌رسد. بنابراین در صنعت فرهنگی باید بین محتوای فرهنگی و ابزار انتقال تفاوت قائل شد.

صنایع فرهنگی، هویت بخش هستند. هویت فرهنگی ملت ها و تمدن ها جز از طریق صنایع فرهنگی با هیچ صنعت دیگری نمی تواند به سایرن معرفی شود.

 

صنایع مهم فرهنگی
 

صنعت سینما
 

سینما به عنوان یک صنعت تاثیر گذار در عرصه فرهنگ توانسته است جایگاه بالایی را در مناسبات بین فرهنگی به دست آورد.امروزه صنعت سینمای هالیود و بالیود چشم های ملل مختلف دنیا را به سمت فرهنگ دو کشور ایلات متحده آمریکا و هندوستان خیره کرده و ضمن ایجاد پایگاه سیاسی مناسب برای این دو کشور در سحط جهان درامدهای اقتصادی هنگفتی را نصیب این کشورها مخصوصا امریکا نماید.

صنعت تئاتر وانواع نمایش ها
 

امروزه تئاتر با دارا بودن گرایش ها و زمینه های مختلف تبدیل به علمی فرهنگی، هنوز هم در سایه قدرت سینما وتلویزیون حرف های بسیاری در زمینه انتقال ،تبادل و تغییرات فرهنگی می تواند داشته باشد.

صنعت رسانه
 

دهکده جهانی مورد نظر مک لوهان همه چیز خودرا وامدار صنایع رسانه ای است و این صنعت توانسته با فراگیری و همگانی شدن خود موثرترین عنصر در زمینه های مختلف فرهنگی باشد. بی شک همه ما با رسانه های مختلف کم و بیش سروکار داریم و می توان گفت دنیای امروز ما بدون حضور رسانه ها مفهوم و جذابیت خود را از دست خواهد داد.رسانه های زیر بیشترین تحولات را در عرصه فرهنگ امروز رقم می زنند.

صنعت چاپ و نشر
 

از دوره چاپ سنگی تا دوره چاپ دیجیتال امرزی باید صنعت کهنسال و با قدمت چاپ را از جمله موثر و مستمرترین صنایعی در زمینه فرهنگ دانست که توانسته است دین خود را به فرهنگ جهان ادا نماید و هنوز هم می تواند همپای سایر صنایع جدید به اثرگذاری خود ادامه دهد .در زمینه نشر نیز با توجه به ظهور نشریات و نوشته های مجازی نمی توان از نیاز فرهنگ به نشریات ، کتاب و نوشته های کاغذی چشم پوشی نمود.

صنعت موسیقی
 

زبان بین المللی موسیقی همواره باعث انتقال مفاهیم عمیق فرهنگی ، مذهبی ، سیاسی و ... در بین ملت های گوناگون بوده است و اکنون با بسط و توسعه صنایع مربوطه توانسته است نزدیکی فرهنگی ملل را رقم بزند. به عنوان مثال وقتی یک فرد آمریکایی در اتومبیل خود به یک موسیقی عربی می توان از تاثیرگذاری این صنعت اگاه شد. ( ملكي فر و علوي : 1385 ص 67-51 ) .

 مقایسته محصولات فرهنگی با مصنوعات تجاری

 1-    محصول فرهنگی- هنری بازتاب دهنده اندیشه، باور و شرایط فرهنگی خاص است و هدف از عرضه آن، انتقال پیامی مشخص است که منبع پیام فرهنگ خاص می باشد.

-2 محصول تجاری هدفی دیگر را تعقیب میکند؛ کالای تجاری تابعی از سلیقه و نیاز مشتری است؛ کالای تجاری اگر متقاضی نداشته باشد، تولید نمی شود و در هر صورت، ویژگی های آن را طرف متقاضی تعیین میکند. در عین حال، این دو محصول«فرهنگی» و « تجاری» یک وجه شباهت دارند. هر دو باید به گونه ای عرضه شوند که رغبت و میل متقاضی( دریافت کننده پیام یا مصرف کننده کالا) را برانگیزند تا خریدار حاضر شود هزینه خرید آن را بپردازد. کالای فرهنگی که رغبت مخاطب را جلب نکند، خریده نمی شود و مصنوع تجاری که به نیاز مصرف کننده پاسخ ندهد، از بازار حذف خواهد شد

به عقیده اقتصاددانان، عوامل تولید و موقعیت آنها در اقتصاد، عناصر و نیروهای اصلی تعیین کننده رشد اقتصادی هستند و نرخ رشد اقتصادی یک کشور، همراه با تغییر در موقعیت اقتصادی این عوامل افزایش یا کاهش می یابد. هرگاه تقاضای کل تولید بیش از عرضه کل باشد، نتیجه آن تورم قیمت ها و رونق بازار می باشد؛ در صورتی که برعکس، تقاضا کمتر از عرضه باشد، اقتصاد وارد رکود می شود و زمانی که بین حجم تقاضای کل و مقدار عرضه توازن برقرار باشد، سطح قیمت ها در تعادل و ثبات می ماند که به این حالت ثبات اقتصادی گویند. سه حالت رونق، ثبات و رکود در اصطلاح اقتصاد دانان، « سیکل اقتصادی» نامیده می شود

ویژگی های صنایع فرهنگی در بعد صنعتی عبارتند از:

- صنعت با تولید و توزیع نظام‌مند کالاها و خدمات سر و کار دارد. بنابراین فعالیت‌های فرهنگی آن گاه می‌توانند مصداق صنایع فرهنگی باشند که فعالیت‌ها و فرآیندهای جاری در آن‌ها بر اساس شیوه‌های صنعتی مدرن انجام شوند.

- در صنایع فرهنگی مانند دیگر صنایع باید اهداف اقتصادی داشت. برای فعالیت های فرهنگی باید انگیزه و هدف اقتصادی نیز داشت تا در زمره صنایع فرهنگی قرار گیرد.

- از آن جایی که یکی از ابعاد مهم در صنعت، تولید انبوه است. در صنایع فرهنگی مانند سایر صنایع تولید باید به صورت انبوه صورت گیرد.

- فناوری، زیربنای صنایع فرهنگی است. در حال حاضر در صنایع فرهنگی از فناوری های پیشرفته استفاده می شود. به عنوان مثال در صنعت سینما، فناوری جایگاه بسیار مهمی دارد. فناوری ابزار تولید است و برای طراحی و تولید محصولات و خدمات فرهنگی به این ابزار نیاز است.

صنایع فرهنگی، اولین بار توسط تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر، از نظریه پردازان مکتب فرانکورت، در کتاب دیالکتیک روشنگری تحت عنوان صنعت‏ فرهنگ و فرهنگ توده مطرح شد. به زعم آدورنو و هورکهایمر، صنایع فرهنگی باعث عمومی شدن محصولات فرهنگی در جامعه می‏شود. این صنایع می‏توانند هم کارکردهای مثبت داشته باشند و هم کارکردهای منفی. یعنی هم می‏تواند باعث تخریب‏ ارزش‏های فرهنگی و بومی جامعه شود که تحت عنوان تهاجم فرهنگی یاد می‏شود و هم می‏تواند کالاها و محصولاتی‏ تولید کند که باعث تقویت بنیان‏های ارزشی و فرهنگی یک جامعه شود.

صنایع فرهنگی در جهان

صنایع فرهنگی در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان، تقریبا جایگاه اول را از نظر اقتصادی به خود اختصاص داده است. به عنوان مثال در قاره آمریکا، اقتصاد ایالات متحده در سیطره صنایع فرهنگی است. فرهنگ در کشور کانادا بخش پویای اقتصاد آن است. در سند استراتژی تجارت جهانی کانادا در سال ۲۰۰۵ آمده است: ما در صنایع مختلف ترجیح می دهیم عمدتا تولید کننده و صادر کننده باشیم تا وارد کننده محض، اما در صنایع فرهنگی ضرورت دارد که ما وارد کننده نباشیم. وارد کننده و مصرف کننده فرهنگ دیگران بودن به هیچ وجه پذیرفتی نیست.

در اروپا، صنایع فرهنگی دچار تحولات زیادی شده است. به عنوان مثال در فرانسه، وسعت تولیدات در زمینه‌های کتاب، فیلم و انواع محصولات فرهنگی به طور مداوم از افزایش برخوردار بوده و تولید و توزیع این محصولات در این کشور وجهه بین المللی یافته است. صنعت تبلیغات در انگلستان بزرگترین بازار اروپایی این صنعت بوده است و انگلستان، تصمیم دارد به قطب اصلی توسعه صنایع فرهنگی در قاره اروپا تبدیل شود.

در آسیا و اقیانوسیه، چینی‌ها در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به صنایع فرهنگی داشته اند و طرح‌های گسترده‌ای برای آن ریخته‌اند. در سال ۲۰۰۶ یکی از مهمترین نمایشگاه‌های بین المللی صنایع فرهنگی در چین برگزار شد. حوزه فرهنگی کره جنوبی دارای اقتصادی پویا است. بیشترین درآمد کشور هند در حوزه‌های سینما و تولید نرم‌افزارهای رایانه‌ای می‌باشد. سرمایه‌گذاری بر روی صنایع تفریحی و فرهنگی از جمله‌ مهم ترین اولویت‌های فرهنگی دولت استرالیا محسوب می‌گردد.

حتی در آفریقا، کشور آفریقای جنوبی، دارای استراتژی های جدی و مطالعه شده در حوزه صنایع فرهنگی است.

‌با توجه به نمونه های فوق مشاهده می کنیم که کشورهای پیشرفته در صنایع فرهنگی پیشتاز هستند، اما بسیاری از کشورهای در حال توسعه با این که پتانسیل بالایی در صنایع فرهنگی دارند، به رغم میراث فرهنگی غنی‌ و استعدادهای فرهنگی سرشار، عمدتاً بازیکنان حاشیه ای این عرصه می‌باشند.

 صنایع فرهنگی در اقتصاد کشورهای رو به توسعه :

 

درجهان سوم، مفهوم فرهنگ به عنوان صنعت، معانی ضمنی خاصی دارد. در جوامع ابتدایی، فرهنگ و اقتصاد تا حد نسبتاً زیادی یک چیز هستند و با توسعه و تمایز یافتن اقتصاد، عوامل فرهنگی به تأثیر گذاری شدید بر روش های تولید انواع کالاهای تولیدی ادامه می دهند.

با وجود این، در نهایت، صنایع در حال ظهور موسیقی محلی کشورهای رو به توسعه، از دو طریق از بازار بین المللی متأثر هستند: اولا : بخش تولیدی صنعنت موسیقی در این کشور ها به طور روز افزون به هدفی برای کمپانی های (ضبط) فراملی بزرگ بدل می شود. ثانیا : تقاضاهای مصرف کنندگان برای موسیقی که انتشار بین المللی دارد، به دلیل آسان تر شدن دسترسی به آن موسیقی، افزایش در آمد و تغییر سلیقه، افزایش می یابد. در نتیجه با استمرار چنین توسعه ای، نسبت موسیقی تولید شده داخلی در کل تقاضای موسیقی یک کشور کاهش می یابد. در این صورت، معلوم است با آن که موسیقی می تواند به عنوان یک صنعت مهم در اقتصاد داخلی و عامل مهمی در اقتصاد کشورهای رو به توسعه باشد، اما نمی توان بدون اشاره به تأثیر صنعت موسیقی جهانی برآن، به ارزیابی این نقش پرداخت، زیرا با تداوم توسعه صنعت موسیقی جهانی، این موسیقی به نیروی بیش از پیش مهمی بدل می شود . جهانی شدن موسیقی به دلیل نقش غالب صنایع انتشار و ضبط ایالات متحده، اروپا و ژاپن بوده و در این میان، تعداد انگشت شماری از شرکت های فراملی به طور فزاینده در بازار تسلط یافته اند.در این شرایط، امکانات هنرمندان و تولید کنندگان مستقل موسیقی، به ویژه در جهان رو به توسعه، برای کسب سهمی در بازار بهشدت محدود است. با این حال، برخی سبک ها و ژانرهای موسیقی محلی به حوزه بین المللی وارد شده اند و ابزاری برای مبادله و انتشار فرهنگی به وجود آورده اند که در برخی موارد، به نتایج اقتصادی مهمی برای شمار اندکی از افراد و برخی از اقتصادهای رو به توسعه انجامیده است. ولی نفوذ موسیقی محلی در قلمرو جهانی بسیار آهسته بوده است، هرجا چنین نفوذی صورت گرفته، معمولاً تحت کنترل صنعت جهانی بوده و در بسیاری موارد، هیچ پولی نصیب آفرینندگان موسیقی نشده است

 

صنایع فرهنگی در ایران

ممکن است این سوال پیش آید که چرا صنایع فرهنگی در کشور ما، به رغم نقش آن در رشد اقتصادی، تقویت تولید ملی و اشتغال زایی، تاکنون توسط مسئولان و مدیران فرهنگی مورد توجه جدی قرار نگرفته است و موانع رشد و توسعه آن در ایران چیست. برای پاسخ به این سوال می توان به موانع اقتصادی، فرهنگی و حقوقی توسعه صنایع فرهنگی اشاره کرد.

اولین دسته از موانع توسعه صنایع فرهنگی در ایران، موانع اقتصادی است. در کشور ما به صنایع فرهنگی به مثابه یک صنعت نگریسته نمی شود و بخش فرهنگ به عنوان یک بخش مولد اقتصادی و نهاد تولید ثروت تلقی نمی شود و این بخش صرفاً به منزله مرکز هزینه دیده می شود. همچنین اغلب مدیران موسسات فرهنگی، اطلاعات کمی در خصوص قابلیت‌های تجاری و اقتصادی صنایع فرهنگی دارند و به این دلیل که کار خود را اقتصادی و یا دارای بازده اقتصادی نمی‌بینند، غالباً خواهان حمایت‌های دولتی هستند.

چالش اقتصادی دیگر، گسترش کمی و کیفی صنایع فرهنگی در سطح جهان است. در واقع محصولات فرهنگی کشور ما وارد رقابت شدید جهانی شده‏اند. کشورهای پیشرو در عرصه صنایع فرهنگی، دارای امکانات زیادی هستند و همچنین با جهانی شدن اقتصاد و ظهور شبکه های اینترنتی، عرضه، تبادل و دسترسی به محصولات فرهنگی در سراسر جهان آسان و سریع شده است، و محدودیت های زمانی و مکانی دسترسی به بازار صنایع فرهنگی بسیار کم شده است. بدین ترتیب رقابت برای تولید کنندگان و عرضه کنندگان محصولات و خدمات فرهنگی کشور ما دشوار شده است.

دسته دوم از موانع رشد صنایع فرهنگی، موانع فرهنگی است. صنایع فرهنگی به دلیل ماهیت نرم آن، عموماً در پس زمینه صنایع سخت دیده می‌شود. به همین دلیل، در توسعه اقتصادی کشور نقش مهمی به صنایع فرهنگی داده نمی‌شود. همچنین شاخه‌های مختلف صنایع فرهنگی، اغلب به عنوان شاخه‌های مجزا و بدون هیچ رابطه‌ای میان آن ها دیده ‌می‌شوند. وقتی هر یک از این شاخه‌ها، مستقل دیده‌شوند، کوچک به نظر می‌رسند و بخشی مهمی در صنعت و اقتصاد به شمار نمی‌آیند.

موانع حقوقی، سومین دسته از موانع رشد و توسعه صنایع فرهنگی محسوب می شود. چالش جدی که در صنایع فرهنگی وجود دارد، قاچاق محصولات فرهنگی، نادیده گرفتن حق پدیدآورنده، سرقت علمی و…است.

اهمیت صنایع فرهنگی برای کشور ایران
 

صنایع فرهنگی دارای اهمیت فراوانی در زمینه های گوناگون می باشند. در کشور ما ایران این صنایع از جنبه های مختلف دارای اهمیت می باشند که در زیر به آنها اشاره می شود (پژهشنامه صنعت فرهنگی) .
1 - اهمیت فرهنگی
* صدور فرهنگ ایرانی اسلامی به جهان
* دفاع از فرهنگ خودی در مقابل تهاجم فرهنگی
* حفظ تنوع فرهنگ بومی و ملی
2 - اهمیت اجتماعی
* بهبود فرهنگ عمومی
* افزایش خود باوری
* پرورش هم بستگی و اتحاد
3 - اهمیت دفاعی
* پشتوانه ی امنیت واقتدار ملی
* صدور پیام انقلاب
* اهمیت هویت ملی

نقش صنایع فرهنگی در رونق تولید ملی

یکی از مسائل مهم در حمایت از تولید ملی، اولویت گذاری و انتخاب صنایعی است که باید در تولید ملی به آن‏ها پرداخت. با توجه به فرصت ها و تهدیدات و منابع محدود مالی، نیروی انسانی، تجهیزاتی و … امکانات کشور را باید در برخی از صنایع استراتژیک متمرکز نمود. در این راستا هنگامی که بحث از تولید ملی، ثروت آفرینی ملی، اشتغال زایی و … می شود، نگاه ها ابتدا به سمت صنایعی چون نفت، گاز، پتروشیمی، خودروسازی، فولاد، سیمان و … می رود و دیگر صنایع چندان مورد توجه قرار  نمی‏گیرد. در حالی که اگر شاخص های ثروت آفرینی، اشتغال زایی، رشد اقتصادی و … را در نظر بگیریم، صنایع فرهنگی یکی از اولویت ها خواهد بود.

نقش صنایع فرهنگی در رونق تولید ملی در ابعاد زیر قابل بررسی است.

- نقش صنایع فرهنگی در بعد ثروت آفرینی ملی: میزان فروش محصولات فرهنگی نظیر برخی از فیلم های سینمایی، سریال های شبکه خانگی، کتاب های رمان، انیمیشن  ها و بازی های کامپیوتری بسیار بالاست. صنایع فرهنگی یکی از پرسودترین حوزه های تولید ملی است. چرا که با سرمایة کمتر و نیز زمان کمتر بازگشت سرمایه، ثروت بیشتری تولید می کند.

در صنایع فرهنگی به دلیل ماهیت نرم آن، می توان از قابلیت های شبکه های اینترنتی و تجارت الکترونیک استفاده کرده و بازار این صنایع را بدون محدودیت های زمانی، مکانی و جغرافیایی در گستره جهانی تعریف نمود. بدین ترتیب با تسهیل عرضه و گسترده شدن بازار، میزان فروش محصولات فرهنگی افزایش چشمگیری می یابد که منجر به افزایش ثروت آفرینی ملی می شود.

- نقش صنایع  فرهنگی در بعد اشتغال زایی: میزان سرمایه گذاری لازم برای ایجاد یک شغل مستقیم در  سایر صنایع بسیار زیاد است، در حالی که در صنایع فرهنگی میزان سرمایه گذاری مورد نیاز کمتر است. همچنین اشتغال زایی در صنایع فرهنگی بسیار متنوع است. زنجیره صنایع فرهنگی دامنه گسترده ای از خدمات را در بر می گیرد، که باعث اشتغال زایی در زمینه های مختلف این زنجیره می شود. علاوه بر آن با توجه به این که مساله اشتغال بیشتر در بین دانش آموختگان دانشگاهی مطرح است، به دلیل این که صنایع فرهنگی بیشتر نخبه ها و متخصصین را جذب می کند، می تواند معضل بیکاری را در این قشر کمتر کند.

ملزومات رشد و توسعه صنایع فرهنگی در کشور

ملزومات رشد و توسعه صنایع فرهنگی در کشور را می توان در ابعاد مدیریتی، نیروی انسانی و زیرساختی بررسی نمود.

- ملزومات مدیریتی رشد و توسعه صنایع فرهنگی: در حال حاضر سازمان های متولی صنایع فرهنگی در کشور جدا از یکدیگرند. سیاست گذاری ها و مدیریت صنایع فرهنگی بین نهادهای مختلف پراکنده شده است. در حالی که باید با نگاه جامع و یکپارچه به صنایع فرهنگی نگریست و مدیریت کلان صنایع فرهنگی را در اختیار یک سازمان قرار داد.

- ملزومات نیروی انسانی توسعه صنایع فرهنگی: صنایع فرهنگی به استعدادهای فرهنگی و نیروهای متخصص و توانمند نیاز دارد. در صنایع فرهنگی سه دسته از نیروهای انسانی مورد نیاز است: کار آفرینان و مدیران فرهنگی، مهندسان توسعه دهنده فناوری های فرهنگی و تولید کنندگان محتوای فرهنگی.

- ملزومات زیرساختی رشد و توسعه  صنایع فرهنگی: گسترش فضاهای فرهنگی نظیر سالن تئاتر، سینما، کتابخانه و… از ملزومات مهم رشد صنایع فرهنگی است. علاوه بر آن فناوری های مورد نیاز صنایع فرهنگی از زیرساخت های توسعه صنایع فرهنگی است.

درس اقتصاد و فرهنگ

دانشجویان لیلا قیصرخواه

فریبا پایدار تالی


موضوعات مرتبط: اقتصاد و فرهنگ

تاريخ : | | نویسنده : دانشجویان مديريت امور فرهنگی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.